۱۱ روش ساده برای جذب مشتری با پرامپت‌های آماده

۱۱ روش ساده برای جذب مشتری با پرامپت‌های آماده

۱۱ روش ساده برای جذب مشتری با پرامپت‌های آماده

اگر می‌خواهید مشتری‌های بالقوه مناسب‌تری پیدا کنید، پیام بهتری برایشان بفرستید و وقت‌تان را روی افراد درست بگذارید، این راهنما دقیقاً برای همین است. در این مطلب، ۱۱ روش ساده را می‌بینید که با چند دستور آماده می‌شود کارهایی مثل پیدا کردن مخاطب هدف، اولویت‌بندی سرنخ‌ها و نوشتن پیام اولیه را سریع‌تر و منظم‌تر انجام داد.

نکته مهم این است که این ابزارها قرار نیست به‌جای شما تصمیم نهایی بگیرند. نقش اصلی‌شان این است که کارهای وقت‌گیر مثل بررسی داده‌ها، امتیازدهی، نوشتن پیش‌نویس پیام و پیدا کردن الگوها را سبک‌تر کنند تا شما روی ارتباط واقعی با افراد تمرکز کنید.

۱۱ روش ساده برای جذب مشتری

اول مشخص کنید دقیقاً دنبال چه نوع مشتری‌ای هستید

پایه‌ی هر کار درست در جذب مشتری، شناختن مخاطب مناسب است. اگر ندانید مشتری ایده‌آل شما چه ویژگی‌هایی دارد، بقیه‌ی مراحل هم پراکنده و کم‌اثر می‌شود.

در منبع، برای این کار از ابزاری نام برده شده که پروفایل مشتری‌های فعلی را بررسی می‌کند و از دل آن‌ها ویژگی‌های مشترک را بیرون می‌کشد. نتیجه این کار، ساختن پروفایل مشتری ایده‌آل یا همان تصویری روشن از مشتری مناسب شماست؛ یعنی مثلاً چه نوع شرکت، چه اندازه‌ای، در چه موقعیتی و با چه نیازهایی به شما می‌خورد.

نمونه دستور پیشنهادی این است: پروفایل مشتری‌های داده‌شده را بررسی کن و یک خلاصه کامل از ویژگی‌های آن‌ها بده تا بتوانیم پروفایل مشتری ایده‌آل خودمان را بسازیم.

فهرست سرنخ‌ها را بر اساس معیارهای خودتان فیلتر کنید

وقتی پروفایل مشتری ایده‌آل را مشخص کردید، قدم بعدی این است که از بین یک فهرست خام، فقط افراد و شرکت‌های مناسب را جدا کنید. سرنخ یعنی کسی یا شرکتی که احتمال دارد به محصول یا خدمات شما علاقه‌مند باشد.

برای این کار، منبع پیشنهاد می‌کند یک فایل اکسل یا CSV داشته باشید که داخلش اطلاعاتی مثل نام شرکت، صنعت، تعداد کارمند، موقعیت جغرافیایی و اگر ممکن بود اطلاعات تماس یا عنوان شغلی افراد باشد. بعد می‌شود از روی همین فایل، مواردی را که با معیارهای شما جور هستند جدا کرد.

نمونه دستور منبع این است: این فایل اکسل را بررسی کن و سرنخ‌هایی را پیدا کن که با مشتری ایده‌آل من هم‌خوانی دارند؛ صنعت B2B SaaS، اندازه شرکت ۵۰ تا ۲۰۰ نفر، موقعیت آمریکای شمالی. خروجی را به‌شکل فهرست فیلترشده با نام شرکت، عنوان تصمیم‌گیرنده و اطلاعات تماس موجود بده.

فایده این کار ساده است: به‌جای اینکه با همه تماس بگیرید، فقط سراغ کسانی می‌روید که از اول احتمال مناسب‌بودن‌شان بیشتر است.

برای سرنخ‌ها امتیاز بگذارید تا بفهمید کدام مهم‌تر است

همه سرنخ‌ها ارزش یکسان ندارند. بعضی‌ها فقط از دور شبیه مشتری مناسب هستند، اما بعضی‌ها هم هم به شما نزدیک‌ترند و هم احتمال خریدشان بیشتر است. اینجا امتیازدهی به سرنخ‌ها کمک می‌کند.

امتیازدهی یعنی برای هر فرد یا حساب، یک نمره بگذارید تا معلوم شود پیگیری کدام مورد اولویت بالاتری دارد. در منبع، نمونه‌ای از یک سیستم نمره‌دهی از ۱ تا ۵ آمده که ۵ یعنی احتمال خرید بیشتر.

در دستور نمونه گفته شده بود:


  1. همه امتیازها بین ۱ تا ۵ باشند.



  2. بعضی عنوان‌های شغلی امتیاز بالاتری بگیرند.



  3. کسانی که به ابزارهای مشابه یا رقیب علاقه دارند، امتیاز اضافه بگیرند.



  4. کسانی که درباره موضوع‌های خاصی نظر می‌گذارند، امتیاز بیشتری بگیرند.


این روش کمک می‌کند انرژی تیم فروش یا بازاریابی شما روی افراد با احتمال تبدیل بالاتر صرف شود.

از داده‌های قبلی برای پیش‌بینی سرنخ‌های بهتر استفاده کنید

منبع به استفاده از تحلیل پیش‌بینی‌کننده هم اشاره می‌کند. معنی ساده‌اش این است: داده‌های قبلی را نگاه می‌کنید تا الگو پیدا شود و حدس بهتری بزنید چه کسانی احتمال بیشتری برای تبدیل‌شدن به مشتری دارند.

برای این کار، باید داده‌های تاریخی داشته باشید؛ مثلاً این‌که چه سرنخ‌هایی قبلاً تبدیل شده‌اند، چه کسانی ایمیل‌ها را باز کرده‌اند، چه کسانی وارد سایت شده‌اند یا درخواست دمو داده‌اند. دمو یعنی نسخه نمایشی یا جلسه معرفی محصول.

نمونه فایل می‌تواند ستون‌هایی مثل نام سرنخ، عنوان شغلی و وضعیت تبدیل داشته باشد. بعد از بررسی این داده‌ها، خروجی می‌تواند یک فهرست رتبه‌بندی‌شده باشد که برای هر امتیاز، دلیل هم می‌دهد.

این بخش برای تصمیم‌گیری خیلی مهم است، چون فقط یک لیست خام نمی‌دهد؛ بلکه می‌گوید چرا فلان مورد اولویت بالاتری دارد.

پیام اولیه لینکدین را شخصی‌سازی کنید

پیام شخصی در لینکدین معمولاً شانس پاسخ‌گرفتن را بیشتر می‌کند، اما نوشتن دستی برای تعداد زیاد وقت‌گیر است. در منبع، روشی معرفی شده که با استفاده از اطلاعات پروفایل طرف مقابل و قوانینی که شما می‌دهید، متن پیام را آماده می‌کند.

در نمونه دستور، چند قانون روشن وجود داشت: پیام باید کمتر از ۲۸۰ کاراکتر باشد، لحن دوستانه و راحت داشته باشد، یک یا دو نکته از پروفایل فرد را داخلش بیاورد، به زبان انگلیسی باشد و حتی از یک کلمه مشخص هم استفاده نکند.

همچنین در همان مثال گفته شده بود فرستنده فقط می‌خواهد شبکه ارتباطی‌اش را گسترش دهد و قصد فروش خدمات یا استخدام ندارد. این نکته مهم است، چون هرچه زمینه پیام روشن‌تر باشد، متن خروجی طبیعی‌تر می‌شود.

خلاصه ماجرا این است: هرچه قانون، لحن، هدف و محدودیت را دقیق‌تر بدهید، متن نهایی به چیزی که واقعاً لازم دارید نزدیک‌تر می‌شود.

ایمیل شروع ارتباط را کوتاه و روشن بنویسید

اولین ایمیل فروش اگر شلوغ، مبهم یا خیلی طولانی باشد، احتمال جواب‌گرفتن پایین می‌آید. منبع برای این مرحله ابزاری را پیشنهاد می‌کند که به نوشتن ایمیل کمک می‌کند و حتی کیفیت متن را امتیازدهی می‌کند.

نمونه دستور خیلی کوتاه بود: یک ایمیل برای شروع گفتگو با مدیر فروش بنویس که بیشتر از ۵۰ کلمه نباشد و لحن شاد و خودمانی داشته باشد.

در مثال منبع، امتیاز بالایی به ایمیل داده شده بود و دلیلش هم شفاف‌بودن و لحن جذاب بود. در عین حال، پیشنهاد شده بود پاراگراف‌ها کوتاه‌تر شوند. نتیجه ساده است: حتی برای متن‌های کوتاه هم بازبینی لحن و وضوح خیلی مهم است.

با بررسی رقبا، سؤال‌ها و دغدغه‌های مشترک را پیدا کنید

اگر بدانید مردم درباره رقیب‌های شما چه می‌پرسند، از چه چیزی ناراضی‌اند یا چه چیزی برایشان مهم است، راحت‌تر می‌توانید جای خالی بازار را پیدا کنید و پیام بهتری بسازید.

منبع پیشنهاد می‌کند داده‌هایی مثل نظرها در شبکه‌های اجتماعی، پرسش‌های پرتکرار، نقدها و گفت‌وگوهای انجمن‌ها را جمع کنید و داخل یک فایل با ستون‌هایی مثل نظر، موضوع و احساس ثبت کنید. بعد از بررسی این داده‌ها، می‌شود موضوع‌های تکرارشونده را دید.

نمونه دستور این بود: نظرهای شبکه‌های اجتماعی داخل این فایل را بررسی کن، سؤال‌های رایج مردم درباره برند رقیب را پیدا کن، خلاصه‌ای از موضوع‌های تکراری بده و پیشنهاد کن برند ما در یک جلسه پرسش‌وپاسخ چطور به این سؤال‌ها جواب بدهد.

این روش به شما کمک می‌کند فقط حدس نزنید، بلکه بر اساس حرف واقعی مخاطب پیام‌تان را تنظیم کنید.

برای کمپین‌های جذب سرنخ، ایده‌های تازه بگیرید

گاهی مشکل اصلی این نیست که ابزار ندارید؛ مشکل این است که نمی‌دانید چه چیزی برای مخاطب‌تان جذاب است. منبع می‌گوید می‌شود برای کمپین‌های جذب سرنخ، از ایده‌پردازی کمک گرفت.

مثالش این بود که پنج ایده خلاقانه برای آهنربای جذب سرنخ پیشنهاد شود. آهنربای جذب سرنخ یعنی یک محتوای مفید مثل کتابچه، قالب آماده یا چک‌لیست که مخاطب در ازای دریافتش با شما ارتباط برقرار می‌کند.

در همان دستور تأکید شده بود که ایده‌ها باید بر اساس دردسرها و نیازهای مخاطب هدف باشند و فرمت‌هایی مثل کتاب الکترونیکی، قالب یا چک‌لیست را شامل شوند. این یعنی هدف فقط تولید محتوا نیست؛ هدف ساخت چیزی است که واقعاً برای مخاطب ارزش داشته باشد.

زیر پست‌های شبکه اجتماعی، ارتباط را با نظر مناسب شروع کنید

یکی از راه‌های ساده برای گرم‌کردن ارتباط، گذاشتن نظر زیر پست‌های افراد است. اما این نظر اگر عمومی، بی‌ربط یا ماشینی به نظر برسد، نتیجه برعکس می‌دهد.

در منبع، نمونه دستوری آمده که می‌گوید برای اولین پست داده‌شده، یک نظر قانع‌کننده و شخصی‌سازی‌شده بنویس؛ بر اساس اطلاعات پروفایل لینکدین طرف مقابل، متن خود پست و همچنین نقش و هدف و لحن فرستنده.

این بخش یک نکته مهم دارد: فقط خود پست کافی نیست. برای طبیعی‌تر شدن نظر، باید هم زمینه پست را در نظر بگیرید و هم شناختی از خود فرد داشته باشید.

برای پیگیری مرحله‌به‌مرحله، برنامه پرورش سرنخ بچینید

همه افراد در همان تماس یا پیام اول تصمیم نمی‌گیرند. به همین دلیل، منبع روی ساختن برنامه پرورش سرنخ تأکید دارد. پرورش سرنخ یعنی به‌جای فشار برای خرید فوری، کم‌کم با پیگیری‌های مفید و محتوای ارزشمند، اعتماد بسازید.

نمونه دستور می‌گوید برای مخاطب هدف مشخص، یک برنامه پرورش سرنخ بساز؛ دردها و نیازهای اصلی او را در نظر بگیر و نمونه‌هایی از ایمیل، پیگیری و محتوای ارزشمند پیشنهاد بده تا او را به تصمیم‌گیری نزدیک کند.

نکته اصلی اینجاست که پیگیری فقط یادآوری خشک نباشد. باید چیزی به مخاطب اضافه کند؛ مثلاً پاسخ به یک دغدغه، توضیح روشن‌تر یا محتوایی که به تصمیم‌گیری کمک می‌کند.

احساس مخاطب نسبت به برند را از روی متن‌ها بفهمید

تحلیل احساس به شما نشان می‌دهد آدم‌ها نسبت به برند، پیام یا محتوای شما چه حسی دارند: مثبت، خنثی یا منفی. این کار برای تنظیم بهتر ارتباط خیلی مفید است.

در منبع، چند ابزار برای این کار نام برده شده و همین‌طور یک نمونه دستور ساده: این نظرها را از نظر احساس بررسی کن، هر کدام را در یکی از سه دسته مثبت، خنثی یا منفی قرار بده و موضوع‌های اصلی‌ای را که باعث واکنش مثبت شده‌اند خلاصه کن.

فایده این کار این است که فقط تعداد واکنش‌ها را نبینید؛ بلکه بفهمید دلیل حال خوب یا بد مخاطب چیست.

چند نکته مهم برای نتیجه بهتر گرفتن


  • دقیق باشید. اگر هدفتان مشخص نباشد، خروجی هم کلی و کم‌فایده می‌شود. بگویید دقیقاً دنبال فیلترکردن، امتیازدهی، نوشتن پیام یا پیدا کردن ایده هستید.



  • زمینه بدهید. جزئیاتی مثل نوع مخاطب، چالش‌های صنعت و دردهای رایج را اضافه کنید تا خروجی هدفمندتر شود.



  • دستور را مرحله‌ای بنویسید. اگر لحن، فرمت، طول متن یا هدف برایتان مهم است، همان اول مشخصش کنید.



  • چند بار امتحان و اصلاح کنید. اولین نتیجه همیشه بهترین نتیجه نیست. چند نسخه بگیرید و بهترین را انتخاب کنید.



  • ارتباط را انسانی نگه دارید. سرعت مهم است، اما طبیعی‌بودن و واقعی‌بودن پیام از آن مهم‌تر است.


سؤالات متداول

آیا این روش‌ها واقعاً به جذب مشتری کمک می‌کنند؟

طبق منبع، این روش‌ها می‌توانند کارهایی مثل تحقیق، ارتباط اولیه و بررسی سرنخ‌ها را سریع‌تر و منظم‌تر کنند. یعنی بیشتر از همه در صرفه‌جویی زمان و بهترشدن اولویت‌بندی کمک می‌کنند.

مهم‌ترین کاربردهای این روش‌ها چیست؟

از مهم‌ترین کاربردهایی که منبع گفته، می‌شود به پیدا کردن و تکمیل اطلاعات سرنخ‌ها، امتیازدهی بر اساس میزان تعامل، پیش‌بینی احتمال تبدیل، خودکارکردن پیام‌های شخصی‌سازی‌شده و بررسی احساس مخاطب اشاره کرد.

برای شروع حتماً باید فایل اکسل یا CSV داشته باشم؟

برای بعضی بخش‌ها بله، چون منبع صریحاً گفته برای کارهایی مثل فیلترکردن سرنخ‌ها یا بررسی داده‌های قبلی، داشتن فایل اکسل یا CSV لازم است. اما برای بخش‌هایی مثل ایده‌پردازی کمپین یا نوشتن پیام اولیه، نمونه‌ها بیشتر بر پایه دستور متنی بودند.

اگر خروجی خوب نبود، یعنی این روش به درد نمی‌خورد؟

نه لزوماً. خود منبع تأکید کرده که باید چند بار امتحان و اصلاح کنید. هرچه هدفتان روشن‌تر و جزئیات بیشتری بدهید، نتیجه معمولاً بهتر می‌شود.

آیا این ابزارها باید جای ارتباط واقعی را بگیرند؟

نه. منبع خیلی روشن می‌گوید بهتر است از این روش‌ها برای سرعت و نظم بیشتر استفاده کنید، اما ارتباط نهایی باید طبیعی و شخصی بماند.

جمع‌بندی و نکته کاربردی

اصل ماجرا این است که می‌شود بخش بزرگی از کارهای وقت‌گیر جذب مشتری را سریع‌تر انجام داد؛ از مشخص‌کردن مشتری مناسب گرفته تا نوشتن پیام، رتبه‌بندی سرنخ‌ها و بررسی بازخورد مخاطب. این یعنی زمان کمتری صرف کارهای تکراری می‌شود و تمرکز بیشتری روی افراد درست می‌گذارید.

مهم‌ترین نکته‌ای که باید یادتان بماند این است: هرچه هدفتان، داده‌هایتان و توضیحی که می‌دهید دقیق‌تر باشد، نتیجه هم کاربردی‌تر می‌شود. در کنار آن، ارتباط انسانی را حذف نکنید. بهترین خروجی وقتی به دست می‌آید که سرعت ابزار با قضاوت و لحن واقعی شما ترکیب شود.

تحلیل ساده ماجرا این است که این روش‌ها بیشتر از آن‌که معجزه کنند، کار را منظم می‌کنند. یعنی اگر از قبل بدانید چه کسی را می‌خواهید، چه می‌گویید و چرا پیگیری می‌کنید، نتیجه‌شان خیلی بهتر می‌شود. اما اگر ورودی مبهم باشد، خروجی هم فقط ظاهراً حرفه‌ای خواهد بود.

۱۱ روش ساده برای جذب مشتری با پرامپت‌های آماده
۱۱ روش ساده برای جذب مشتری با پرامپت‌های آماده

توضیحات نوشتار

  • نویسنده: زینب سردار
  • تاریخ انتشار: 1405/05/11
  • تاریخ به‌روزرسانی: 1405/05/15
خرید طلای آب شده با سود بیشتر از سپرده بانکی
خرید طلای آب شده با سود بیشتر از سپرده بانکی

خرید طلای آب‌شده با پشتوانه بانکی

در طلایین ثبت نام کن جایزه بگیر

ارسال نظر جدید

0 تایید شده
فعلا نظری ارسال نشده است، اولین نفری باشید که نظر می دهید!